کرج نیوز - بیائید همه با هم اسلام آباد را فراموش کنیم!!
         پنجشنبه 18 شهريور 1389 - 22:22         
    صفحه اصلي |   ارتباط با ما | گالري عكس     
بیائید همه با هم اسلام آباد را فراموش کنیم!!


نوین، محمد غلام ابوالفضل: اینجا محله من، پاره ای از کرج است، زورآباد (اسلام آباد) یکی از محله های منطقه 8 شهرداری کرج در یکسال گذشته 3 یا 4 بار سوژه تهیه گزارش توسط نوین قرار گرفته است، از آنجا که مشکلات این محله فقیرنشین شهر کرج بسیار زیاد است بارها و بارها سعی کرده ایم تا در گزارشات و یادداشتهای مختلف نارسایی های این محل را به اطلاع مسئولین و مردم برسانیم این بار هم قرعه برای تهیه گزارش به نام من خورد تا برای بار دوم در یکسال گذشته به این محله سری بزنم.
البته در این یکسال به مناسبت های مختلفی از جمله دیدن برخی دوستان و یا فعالیتهای انتخاباتی به زورآباد (اسلام آباد) رفته بودم ولی این بار دوباره به دید یک منتقد پای به این محله مهجور گذاشتم تا ببینیم از سال گذشته تابحال چه تغییراتی در محل اتفاق افتاده است که سعی می کنم در خلال این چند خط آنها را به اطلاع شما برسانم.
با عبور از پل آزادگان و با داخل شدن به اولین خروجی سمت راست خیابان 45 متری کاج به زورآباد (اسلام آباد) داخل می شویم کمی که پایین تر می رویم به خیابانی می رسیم که تنها خیابان ماشین رو این محله با چندین هزار نفر جمعیت است که سالهاست توسط طرح ساماندهی قرار است به خیابان شریعتی، در کنار فرهنگسرای حافظیه واقع در بلوار ولی عصر متصل شود که جز ساخت چند متر بلوار در این خیابان، کاشت چند عدد شمشاد خشک شده از ساماندهی هیچ خبری نیست و هنوز هم باید برای دور زدن و دسترسی به سایر مناطق از کوچه های تنگ و تار آن باید عبور کرد. البته در عبور از این کوچه های پیچ در پیچ و تنگ صحنه های مهیج و گاهاً زشت و زیبایی هم دیده می شود مانند سینه کش جنوبی این تپه که خانه های ویران شده آن و آدم هایی که جویای رزق خود میان بقایای این خانه ها هستند انسان را به یاد صحنه های جنگ دوم جهانی و ویرانه های شهر برلین پس از سقوط توسط متفقین می اندازد و یا کوچه هایی که صدها پله دارد تا شما را به بالای آن برساند و بچه های آن برای سرگرمی حتی گل کوچک هم نمی توانند بازی کنند چه رسد به گل بزرگ و زمین خاکی و چمن، آری با گشت کوچکی در این محله به ارزش کار افرادی مثل علیرضا حیدری قهرمان جهان و مدال آور المپیکی کشورمان پی می بریم که در این فقر که چه عرض کنم، در این نبود امکانات چه حماسه ای آفریده است که به این سطح در ورزش جهان دست پیدا کرده، و البته از طرفی نیز باید افسوس خورد به حال هزاران جوانی که به خاطر نبود همین امکانات جان خود را به خاطر فقر فرهنگی و آسیب های اجتماعی متعددی که افراد را در این محله تهدید می کند از دست داده اند آری هزاران علیرضا حیدری که هیچگاه فرصت بروز دادن استعداد خود را نیافتند و شاید خود هم هیچگاه نفهمیدند که چه کارهای بزرگی از دستشان برمی آید. ولی این محله هر چه که ندارد چشم انداز زیبایی دارد و از آن بالا تمام شهر زیر پای آدم است متأسفانه تنها نکته زیبای زورآباد (اسلام آباد) همین بود. البته از مردم مهربان و امیدوار آن نمی توان به سادگی گذشت که هر گاه ما را می بینند با شوق به استقبالمان می آیند و از درد دلهای خود به ما می گویند، با عرض پوزش اصلاح می کنم ما نمی توانیم از مهربانی و امید مردم این محله و دیگر محله های فقیرنشین شهرمان بگذریم زیرا بسیاری توانسته اند و صدایشان هم درنمی آید. آری یکسال پیش که به زورآباد (اسلام آباد) آمده بودم مردم از دپوی زباله ها در کوچه هایشان گلایه داشتند که هنوز هم زباله ها در کوچه ها تل انبار شده و هیچ فکری برای آن نیندیشیده اند.
هنوز هم مغازه های خرید ضایعات و زباله های قابل بازیافت در کنار خیابان شریعتی صف کشیده اند، زمستانی گذشت و هنوز هم مردم زورآباد (اسلام آباد) برای رفت و آمد با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کنند و بچه های محل یکسال بزرگ تر شدند و حسرت یک پارک کوچک در محله شان را به کل فراموش کردند. نبود آسفالت و مجتمع های تفریحی و ورزشی و نبود معبر مناسب و آسفالت استاندارد، به نظر من هم توقعی بی جاست.
خرید مواد مخدر هم که برای همه حتی شما به سرعت چشم به هم زدنی امکان پذیر است زیرا دوستان خودشان به سراغتان می آیند زیرا دست در بازار زیاد است و اگر ...
همه اینها را گفتم؛ یک درد مشترک بین خودم و اهالی زورآباد (اسلام آباد) پیدا کردم که بدجوری آتشمان زده است.
می دانید چیست؟!
نادیده گرفته شدن یا شاید بهتر است بگویم دیده نشدن، آخر دومی دردناک تر از اولیست زیرا گاهی آدم را می بینند و خود را به آن راه می زنند، آنقدری دل آدم نمی سوزد، که شما شعله وری در گوشه خیابان و یک نفر هم پیدا نمی شود که یک بیل خاک رویت بریزد و خاموشت کند.
در این نزدیک به 2 سالی که در نوین می نویسم حتی برای یک بار مسئولی زنگ نزده تا از یک مقاله انتقادیم خرده بگیرد، حال نمی دانم ما را عددی فرض نکرده اند و یا اینکه نخواسته اند پررویمان کنند، آخر به قول آقای سرپرست کنونی در اولین مصاحبه مطبوعاتیش (آقای آقازاده) آن موقع که دوستان و سروران!! مسئولیت داشتند، ما خرد بچه ای بیش نبودیم که در پی بازی های کودکانه مان در کوچه های شهر می دویدیم.
آری ما و زورآبادی ها و مردیم از بس که دیده نشدیم، آخر چه کنم که ما جوانان این شهر تریبونی جز این کاغذ پاره به نام نشریه نداریم تا نظرات غیرکارشناسانه مان را به سمع و نظر مسئولین برسانیم.
این اوراق بی ارزش و ناچیز هم که بر روی میز مسئولین خاک می خورد صدایمان هم به هیچ کجا نمی رسد.
در تمام این دو سال به اندازه آن روزی خوشحال نبودم که در افتتاح پارک ایران زمین که اکثر مسئولین شهر هم حضور داشتند به پخش نشریه بین مردم و مسئولین پرداختم و شهردار مستعفی بنده را بسیار مهربانانه به بیرون از پارک هدایت کرد و سخنرانی تند و آتشینی در باب رانت خواری و مواجب گیری مان از دیگران بیان نمود و همه حضار و مردم هم به تأیید فرمایشاتش، ندانسته صوت و کف زدند.
آری ما آن روز به ناحق متهم شدیم ولی من از ته دل خوشحال بودم.
گرچه آن روز برای صحبت های شهردار عزیز آنقدر صوت و دست زدند که فکر می کنم که جشن با حضور ما تازه سرو سامان گرفت.
دردودلم زیاد است آقایان مسئولی که احتمالاً این سطور را نمی خوانید آخر من و خیلی از شهروندان دیگر خسته شدیم بس که دیده نشدیم و بی تفاوت از کنارمان گذشتید، لاقل گوشی را بردارید و اگر زحمتی نیست به ما ولی نعمتان خود زنگی بزنید. از تمام زورآبادی های عزیز (اسلام آبادی های عزیز) معذرت خواهی می کنم که بی راهه رفتم، آخر قرار بود که گزارشی از مشکلاتشان تهیه کنم ولی هر چه فکر کردم که ببینم اساسی ترین مشکل
ما چیست چیزی فرا تر از نادیده گرفته شدن پیدا نکردم، اگر دیده شویم و حس کنیم که دیده میشویم برایمان تحمل برخی مشکلات که گاهی از دست مسئولین،کاری هم برای رفع آن بر نمی آید آسان تر میشود، حق اهالی اسلام آباد این نیست که تنها درحماسه آفرینی هایی مانند انتخابات و راهپیمایی 22بهمن و روز قدس و دیگر مناسبت های ملی و مذهبی دیده شویم حق شهروندی ما ایجاب می کند که در مشکلات و مصاعب هم دیده شویم حتی اگر خواسته و حرفهایمان غیرمنطقی است، بهتر است روشنمان کنید تا نادیده مان بگیرید و یا متهممان کنید به زیاده خواهی و یا ...
شاید هم باید خودمان (اهالی اسلام آباد) هم خودمان را فراموش کنیم و اینکه در این منطقه زندگی در جریان است را فراموش کنیم، پس جناب آقای شهردار جوان ما نیز با شما در فراموش شدنمان همراه می شویم.



منبع خبر هفته نامه نوین
فرستاده شده توسط Admin
دوشنبه,22 تیر 1388
(بار خوانده شده است:206) اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

 
IخبرگزاریهاI

IمطبوعاتI

Iمدیریت شهریI
  سرگردانی 300 دانش آموز اسلام آبادی، تعطیلی یک مدرسه و دیگر هیچ...
  تشکیل انجمن جوانان در فردیس ...
  بازی خیابانی؛خوب، بد زشت...
  روند صعودی اقدامات کنترل و نظارت شهرداری کرج...
  تئاتر کرج، از آموزشگاه تا سالن...

آرشيو...


ورود کاربران






 مشکل در ورود به سيستم؟
 کاربر جديد؟ !عضو شويد

Iمنوی اصلیI

حقوق اين سايت متعلق به شركت توسعه اطلاع رساني فرداي شرق است | استفاده از مطالب و عكس هاي سايت كرج ما فقط با ذكر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co.